اول، از نظر قابلیت های نوآوری مستمر: سرمایه گذاری تحقیق و توسعه ناکافی. فقدان یک سیستم تحقیقات فناوری مشترک؛ تحقیقات فناوری مشترک آینده نگر و اساسی از توسعه صنعت عقب مانده است. تعداد و کیفیت اختراعات به طور قابل توجهی با کشورهای توسعه یافته متفاوت است.
ثانیاً، از نظر کیفیت و مزایا: تحقیقات اساسی در مورد قابلیت اطمینان محصول و روشهای آزمایش به گلوگاههایی تبدیل شدهاند که مانع از بهبود کیفیت محصول میشوند. شکاف زیادی بین بهره وری نیروی کار و نرخ ارزش افزوده صنعتی کارکنان در مقایسه با کشورهای توسعه یافته وجود دارد. عدم وجود برندهای معتبر بین المللی؛ محصولات پدیده همگن سازی و رقابت کم قیمت جدی است و نرخ سود فروش بنگاه ها پایین است.
سوم ساختار صنعتی است: نسبت ارزش خروجی صنعت خدمات مولد نسبتا کم است و شکاف مشخصی بین کامل بودن تجهیزات شرکت و ظرفیت عمومی پیمانکاری شرکت و شرکت های خارجی وجود دارد. توسعه صنایع مرتبط در صنایع بالادستی و پایین دستی تجهیزات انرژی نابرابر است. روشها و سطوح مدیریتی و ذخایر استعدادهای حرفهای 2. ضعیف بودن ظرفیت پشتیبانی قطعات و اجزای کلیدی و قدرت چانهزنی ضعیف برای مواد اولیه. ضعیف بودن قابلیتهای طراحی سطح بالای صنعتی و مدیریت بخشی این بخش منجر به ساختوسازهای تکراری جدی و تمرکز صنعتی پایین شده است.
چهارم، از نظر استانداردها، گواهینامهها و سیستمهای ارزیابی انطباق: آزمایش و آزمایش محصول ناکافی برای شرایط محیطی خاص مانند "سه ارتفاع"، گرمای مرطوب و مقاومت در برابر زلزله. استانداردهای قابلیت اطمینان محصول و سیستم های ارزیابی هنوز ایجاد نشده اند. آژانس های گواهی و آزمایش موجود توسط مقامات بین المللی به رسمیت شناخته نشده اند.





